== شاعران فرخ شهر ==
===سیدقدرتالله هاتفی قهفرخی===
نام پدر: سیدعلی
تولد و وفات: (۱۳۰۰ - ... ) شمسی
شهرت علمی و فرهنگی: روزنامهنگار و شاعر
در اوایل جوانی به تحصیل علوم و فضائل پرداخت. در ۱۳۳۱ش روزنامهٔ "هاتف اصفهان" را منتشر نمود. وی همچنین از اعضاء انجمن ادبی پروانه و کمال میباشد. از دیگر آثار وی: "دیوان"شعر.
[[http://vista.ir/mail]]
===میرزا قربانعلی ثابت===
شعری با صنعت زشت و زیبا از '''میرزا قربانعلی ثابت '''
ای آن که میدهی تو به هر کس به رایگان / سیم و زر و کرم همه از بهر مردمان
دادی آگه گه و بیگه که پاره شد / بس سفرهها زکثرت نعمت به مردمان
خواهم که تو بخوابی و من بر درت نهم / سر را به روی دست چو سگ اندر آستان
خواهم به دست گیرم و اندر پی ات روم / در رزمگاه، تیغ، پی دفع دشمنان
هر بار که بینمت شودم راست همچو تیر / از شوق روی تو قد خم گشته چون کمان
ثابت! چو فرصت است بر آر و بر او بکن / از سینه آه سرد و دعا با دوصد زبان
* [http://www.shere-nab.blogfa.com]
===مقبل===
(830 -910 هجری قمری)
ملا محمد متخلص به مقبل اولین شاعر فرخ شهر و چهار محال وبختیاری است. وی در اواخر عصر تیموری و اوایل دوره صفوی می زیسته است.
از این شاعر گرانقدر تنها یک شعر که در آن به مدح امام حسین (ع) پرداخته، باقی مانده است.
===سالک===
(1100- 1200هجری قمری)
ملا محمد صادق متخلص به سالک، در زمان نادر شاه افشار و مدیحه سرای یکی از سرداران معروف وی به نام محبعلی بیک بوده است.سالک علاوه بر هنر شاعری در خوشنویسی و نگارش خط نسخ مهارتی شایان توجه داشته است.
===حبیب ===
(وفات 1200هجری قمری)
حاج محمد قلی معروف به حاج ملا آقا بابا و متخلص به حبیب، مکتب دار شهر قهفرخ بود که به تعلیم اطفال می پرداخت، حبیب به فارسی و عربی شعر می سروده و نصابی از واژه های ترکی برای آموزش این زبان به کودکان تنظیم کرده است.
===حداد ===
(1130-1178 هجری قمری)
نام وی استاد عبدالله و پیشه اش آهنگری بود و بدین سبب در شعر "حداد" تخلص می کرد. وی در فن طبابت نیز صاحب مهارت بوده است.
===سرحدی===
(1196-1255هجری قمری)
حیدر علی ملقب به آقا بابا و محمد مفیذ، متخلص به سرحدی از شاعران خوش طبع و شیرین سخن قهفرخ است. پدر حیدر علی از طایفه اسوند بختیاری و مادرش خواهر میرزا عبدالطیف متخلص به لطیفی و نوه ملا صادق (متخلص به سالک)، که هردو از دانش ریاضیات و هنر شاعری بهرمند بوده اند. پدر حیدر علی وی را برای تعلیم به استاد مکتب خانه ای سپرد.
حیدر علی ظرف مدت سه سال، خواندن و نوشتن برخی فنون ادبی را فرا می گیرد و سپس همراه دائی خود لطیفی، به اصفهان رفت و همان جا ادامه تحصیل داد. از آنجا که صاحب ذوق و دارای طبعی لطیف بود و به سرودن شعر علاقه داشت، به فرا گیری علم عروض و قواعد شعر پرداخت.
وی پس از 15سال برای مرگ پدر به زادگاهش قهفرخ بازگشت و در آنجا سکنی می گزیند. با دختر یکی از بزرگان محل ازدواج می کند ودر سن 30سالگی صاحب پسری می شود. دوازده سال بعد این کودک خردسال که بسیار عزیز و مورد علاقه پدر بود، از دنیا می رود. مرگ فرزند و داغ او بر سرحدی بسیار ناگوار و دشوار می شود به گونه ای که مدت ها به سوگواری می پردازد و به یاد او بسیار می گرید.
پس از آن سرحدی که دیگر یارای ماندن در خانه و آبادی را ندارد در کوه رخ ساکن می شود و راهداری گردنه رخ را بر عهده می گیرد و از این طرق امرار معاش می کند.
سرحدی در سن پنجاه و یک سالگی به اصفهان عزیمت می کند و در همان جا دار فانی را وداع می گوید.
استاد مرحوم،وحید دستگیری او را بهترین شاعر دو قرن اخیر در چهار محال دانسته است.وبرمبنای تذکره"مخزن الدور"که در سایر مآخذ هم نقل شده است علاوه بر علوم ادبی،زبان عربی و زبان پهلوی را بخوبی میدانست ودر اصفهان نزد حاج محمد خان صدر اصفهانی(حاکم)
===صفائی===
(1272-1302 هجری قمری)
میرزا احمد متخلص به صفایی شاعری نکته سنج، که دل به دلدار باخت و شعرش را درآرزوی وصل یار سرود. وی سالکی و عاشقی است شیفته جمال محبوب بی همتا که شعرش همه شِکوه از فراق یار دارد و از زاهد نمایان ریاکار بیزاری می جوید. اشعار صفایی مزین به انواع آرایه های لفظی و معنوی و حاکی از لطافت و روانی طبع دارد.
===آصف ===
(1273-1339 هجری قمری)
میرزا محمد معروف به کربلائی میرزا متخلص به آصف از شاعران و عرفای نامدار و مشهور فرخ شهر است. وی که به رموز و فنون شعر آگاهی و تسلط داشته است از شعرای بزرگ و توانای چهارمحال و از مفاخر ارزنده و مداح اهل بیت (ع) در این دیار به شمار می رود. وی از راه زراعت و بقالی امرار معاش می کرد.
منظومه ای به نام سروش و دیوانی بر چندین هزار بیت شعر در قالب های غزل، قصیده و قطعه از آصف بر جای مانده است که بسیاری از این اشعار در مدح و رثای اهل بیت (ع) است.
سروش نامه آصف در سال 1378 توسط حاج منصور قادری و به اهتمام و تصحیح آقای سعید کیان پور به زیور طبع آراسته شد و توسط انتشارات آصف مجموعه غزلیات با نام "درد عشق" و مرثیه و مدایح ائمه و بالاخص امام حسین (ع) با نام "اشک افق" به چاپ رسید.
در سال 1296 هجری شمسی سیل فرخ شهر را فرا می گیرد و تلفات جانی و خسارات مالی فراوانی از جمله آثار مکتوب و دست نوشته های آصف را بر جای می گذارد.
معروف است که روزی آصف قهفرخی به مکتبی وارد شد ،چون خواست از مکتب خارج شود کفش هایش را برده بودند؛ پس این دوبیت را بر درِ مکتبخانه نوشت و رفت:
انصاف بنای مذهب و آیین است
کفری که به انصاف گراید دین است
در مدرسه نعلین مرا دزدیدند
پاداش خرابات نرفتن این است
===وامق===
نام او ابوالقاسم فرزند ابراهیم و برادر میرزا محمد آصف است.
وامق بر خلاف آصف حتی سواد خواندن و نوشتن هم نداشت و مکتب، معلم ندیده بود، اما استعدادی سرشار در سرودن شعر داشتند.
وی اشعار زیادی سروده که برخی از آنها سینه به سینه نقل شده و به دلیل مکتوب نبودن آن ها، بسیاری از اشعارش از بین رفته است.
===مطبوع===
(1380- 1345 هجری قمری)
مرحوم عبدالغنی متخلص به مطبوع در مکاتب مرسوم قدیم ادبیات فارسی، عربی و علوم دینی را فرا گرفت.
وی در ادبیات عربی تسلطی چشمگیر داشت. ذوق سرشار و طبع روان مطبوع اشعار نغزی پدید آورد که مورد پسند خاص و عام قرار گرفته است و به سبب ارادت خاص وی به خاندان اهل بیت (ع)، بیشتر اشعارش در مدح و رثای معصومین (ع) و سایر موضوعات مذهبی است. دیوان اشعار مطبوع نزد بازماندگان وی موجود است.
===دانش===
(1300- 1339 هجری قمری)
میرزا محمد متخلص به دانش از شاگردان حوزه ی درس میرزا ابوطالب برجیس بود. وی همچنین در نگارش خطوط شکسته و نستعلیق مهارت داشت. دانش، فردی متدین و دل به معشوق بسته و بریده از علایق مادی و رنجور از فراق و هجر روی یار و عندلیبی در بوستان پروردگار همچون استاد روحانیش شعر و دین و محراب نماز را با هم در آمیخته و عشق حقیقی را محور تفکر و شعرش قرار داده است.
===رفیعی===
(1316 - 1371هجری قمری)
محمد جواد فرزند ابوالقاسم از شعرای خوش قریحه و توانای قهفرخ است وبه شغل زراعت اشتغال داشت.که اشعار بسیاری، از جمله؛ بحر طویلی (مخمسی)که در آن نام کلیه شعرای قهفرخ (32نفر)را به نظم در آورده است.
مرحوم رفیعی مردی متواضع، حلیم، بردبار، صادق و دارای صراحت بیان بود. او نیز عاشقی شوریده و محو جمال معشوق ازلی اشعارش مشحون از سوز هجر یار خدای سبحان است.
محمدجواد رفیعی قهفرخی اصفهانی
===شیوا===
(تولد 1278 هجری شمسی)
مرحوم سید حسین شجره فرزند سید عبدالرسول اصفهانی از اعضای انجمن ادبی شیوا بوده است. وی ادیبی توانا وسخن سرایی صاحب فضل بود که اشعاری خیال انگیز و لطیف سروده است. سید حسین شجره مدتی در قهفرخ به تعلیم کودکان مشغول بود و بعد راهی اصفهان و سپس تهران شد. از مرحوم شجره چند کتاب با عناوین "تحقیق در احوال و رباعیات خیام"، "روانشناسی امروز"، "شخصیت مولوی" و ... برجای مانده است.
===امامی===
(1280-1347هجری شمسی)
سید کمال الدین امامی فرزند سید علی اکبر در شعر "امامی" تخلص داشت. وی مدتی شهردار فرخ شهر بود. آن گونه که از اشعارش هویداست مخالف ظلم و ستمگری بود و طبعی لطیف و روحیه ای ظریف داشت. دیوانی از اشعارش نزد فرزندان آن مرحوم موجود است. در شعر امامی اشارات عرفانی فراوانی به چشم می خورد.در سن 67 سالگی از دنیا رفت و در فرخشهر به خاک سپرده شد. شغل او کشاورزی واشعاری شامل [[قصیده]]، [[رباعی]] است.
برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)منابع زندگینامه: تذكرهى شعراى معاصر اصفهان (62)، فرهنگ سخنوران (87) [[رده:انجمن پارسیان]]
===فرزانه===
(وفات 1350هجری شمسی )
سید محمد فرزانه فرزند سید حسین، تحصیلات مقدماتی را در قهفرخ گذراند و مدتی نیز در اصفهان به کسب علم پرداخت. در سال 1339هجری قمری با تأسیس مدرسه و انجمن ادبی سعادت در قهفرخ که اولین مدرسه دولتی بود که به نام موسس نام گذاری می شد و سی و نهمین مدرسه در ایران محسوب می شد، تدریس کرد و از زمان تأسیس مدرسه دولتی سنایی (سال 1307هجری شمسی) نیز حدود 40 سال در خدمت فرهنگ بود.
===شایق===
مرحوم محمود شایق از شعرای متأخر فرخ شهر، که در دهه گذشته بدرود حیات گفت. وی در اواخر عمر پیرمردی لاغر اندام و سپید موی بود که به شغل ساعت سازی اشتغال داشت. اشعاری که از مرحوم شایق باقی مانده است بیشتر در رثای امام حسین (ع) و شهیدان کربلا و گویای اخلاص و ارادت وی به ساحت مقدس ائمه اطهار است.
کیوان ( 1293هجری قمری)
===محمودشفیعی===
محمود شفیعی فرزند هاشم در قهفرخ دیده به جهان گشود. وی یکی از شاگردان مبرز مرحوم حجه الاسلام ادیب نامور اولین موسس انجمن شعر و ادب میرزا ابوطالب برجیس بود.
وی پس از طی تحصیلات ابتدائی و متوسطه و گذراندن خدمت سربازی در تهران سکنی گزید و تحصیلات خود را در رشته حقوق ادامه داد. سپس در زمینه ادبیات به تحصیل پرداخت و به درجه دکترای ادبیات فارسی نائل شد. مرحوم دکتر شفیعی که در شعر "کیوان" تخلص می کرد از اوان عمر به سرودن شعر علاقه داشت و اشعار خود را در محضر میرزا ابوطالب برجیس ارائه و اصلاح می کرد.
از مرحوم دکتر شفیعی اشعار بسیار و چند اثر مکتوب از جمله کتابی به نام "شاهنامه و دستور" به جای مانده است که به عنوان کتاب سال 1345 شناخته شده است.
===مطبوع===
مرحوم عبدالغنی قهفرخی متخلص به مطبوع ( ۱۳۵۰ – ۱۲۷۸ هجری قمری ) در سال ۱۲۷۸ قمری در قهفرخ ( فرخ شهر ) به دنیا آمد . وی که از شعرای بزرگ فرخ شهر است دارای زوق سرشار و طبعی دلپسند و مردی وارسته ، متدین و با ایمان بود ، نمونه غزل ذیل از آثار آن مرحوم است :
آن ماه پیکری که دل من به دام اوست در ملک حسن سکه شاهی به نام اوست
بر هر دهان که می نگرم پر ز وصف اوست از هر زبان که می شنوم ذکر نام اوست
از یک کلام ، زنده دوصد مرده می کند گویی دم مسیح به ضمن کلام اوست
جانم به لب برآمد و کامم روا نشد ناکام بودن من ناکام کام اوست
مطبوع اگر که جان دهدش نیست منتی
کاین جان عاریت به تن خسته وام اوست
===هجران===
استاد محمّد امینِ بنّـا متخلص به « هجران » به سال1097 شمسی ( 1139 قمری) در قهفرخ همان فرخ شهر کنونی ( از توابع چهارمحال و بختیاری )، زاده شده است. از نامش بر می آید که معمار و بنا بوده است و سرشار از ذوق ادبی.
از اندک آثاری که از او بر جای مانده است کمالِ شیوایی و سخنوری او را می توان یافت. هجران با شاعرانِ بزرگی چون « آصف قهفرخی» ، « حدّاد قهفرخی »، «سالک قهفرخی» هم روزگار بوده است. این شاعرِ سخنور و ادیب در سن پنجاه سالگی، به سال1148 شمسی ( 1189 قمری) در زادگاهش بدرود حیات گفته است.
از غزل های مشهور او غزلِ زیر است که در استقبال از غزلِ حافظ( خوشا شیراز و وضعِ بی مثالش ...) ، در توصیفِ زادگاهش ـ قهفرخ ـ به شیوایی هرچه تمام تر سروده است :
خوشا قهفرخ و اهل کمالش
که جان بخشد دمِ اربابِ حالش
بَرِ آن مردمِ دانا زِ دانش
که زد لاف و ندادند انفعالش؟
فَلاطون گر کند آنجا گذاری
بیاموزد کمال از بی کمالش
زهی! آن گندمِ آدم فریبش
به! از آبِ قناتِ بی مثالش
شود پیری مبدل بر جوانی
بهار از گردشِ دشت و جِبالش
عجب دشتی که رسمِ دلربایی
گرفته چشمِ خوبان از غزالش
خصوصاً « چَفـت » آن کوهی که باشد
فلک سنگی به دامانِ تِلالش
« اگر از چشمه ی « ریزآب » نوشی
نجویی عشقِ لیلی و وصالش »*
صفای باغِ جنت در زمینش
شمیمِ نافه ی آهو، شِـمالش
کمندِ پر خمِ بامِ سپـهر است
رهِ «گُل درّه » ی جنّت مثالش
زند گردون اگر لافِ بلندی
کند کوهِ « کمانه » پای مالش
چو غم گیرد گریبانِ تو هجران
توان کردن در آن صحرا زوالش
* پی نوشت: یادش بخیر شاهنامه خوان معروف ،زنده یاد « یحیی محبت » این بیت را
روزی (حدود سال ۷۵ ) برای نگارنده خواند که در مجموعه های حاضر نیست.
یا این غزل عاشقانه ی زیبا و بدیع که سرشار از آرایه های ادبی ست و ترکیب های بدیعی چون « به سر افتادن »( با سه معنی متفاوت ) ، « نظر کرده » و « از نظر افتادن » را ادیبانه آورده است و لذتِ خواندنش را ماندگار کرده است :
تا از غمِ عشقِ تو به جانم شرر افتاد
آتش ز دلِ من به همه خشک و تر افتاد
روزی که زِ ابرو به رُخَـت تیر نهادی
آن روز مرا شوقِ شهادت به سر افتاد
گر من ز سرِ کوی تو از پای فُتادم
آن کس که مرا کرد ملامت به سر افتاد
هر مرغِ دلی هست به دامِ تو گرفتار
از چیست که مرغِ تو به دامِ دگر افتاد
« هجران » که نظر کرده ی آن چشمِ سیه بود
در کوی تو بس آمد و رفت از نظر افتاد
==دانشور==
دانشور بختیاری،ابوالفتح(ملیت ایرانی قرن 14)
شاعر،متخلص به دانشور.وی در مکتبهای قدیم درس خواندوساکن قهفرخبود.دانشوربه امورزراعی اشتغال داشت .
گاهی شعرنیز می سرودازاست :
دانشوراز رفیقان هرگز وفاندیده یارب بده وفایی یاران بی وفا را
برگرفته از کتاب :اثرآفرینان (جلداول ششم)
منابع زندگینامه:تذکرهی شعرای معاصراصفهان
شاعران معاصر
غضنفر برزگر قهفرخی
غضنفر برزگر قهفرخی یکی از شاعران به نام شهر فرخ شهر است که متولد 1330 و دارای میزان تحصیلات فوق دیپلم است.
برگزیده پانزدهمین جشنواره شعر کشور (تهران)، ششمین جشنواره بین المللی شعر فجر استان اصفهان، دو سال پرسش مهر و ... از عناوین کسب شده این شاعر در جشنواره های ملی وکشوری است.
تاسیس انجمن شعر و ادب آصف در سال 67 از اقدامات وی در حوزه شعر است.
مجموعه غزل، مجموعه مثنوی و قصیده، روایت عاشورا، تضمین گل با خار، قهفرخ تاریخ، یادداشتها و برداشتها از آثار در دست چاپ و چاپ شده این شاعر است.
پریسا جعفری قهفرخی
پریسا جعفری یکی از شاعران توانمند جوان این شهر است که متولد سال 1368 است و دانشجوی کارشناسی مترجمی زبان انگلیسی است.
وی دارای افزون بر35 مقام کشوری ملی و منطقه ای در جشنواره های شعر است و دارای 34 مقام استانی است.
کسب رتبه اول در دومین جشنواره شعر غدیر قم 86، رتبه اول اولین جشنواره فرهنگی هنری حجاب حضور حریت (تهران شهریور 89)، رتبه سوم در اولین جشنواره شعر جوانه های رضوی (بیرجند 85)رتبه اول هشتمین دوره شعر پرسش مهر(تهران 87)،(برگزیده جشنواره عباس باب الحوائج (تهران 86) ، رتبه اولین جشنواره فرهنگی هنری با عنوان نوآوری وشکوفایی (شیراز 87)، رتبه اول در دومین جشنواره غدیر(تهران 86)،ررتبه اول در اولین جشنواره شعر آفرینش (تهران 82)، رتبه اول در جشنواره عطر گل محمدی (یزد 87)، رتبه اول سوگواره عاشورا (قزوین) و.... از افتخارات کسب شده این شاعر جوان در جشنواره های مختلف کشوری و ملی است.
معصومه مهری قهفرخی
معصومه مهری قهفرخی یکی دیگر از شاعران این شهر است که متولد 1358است و میزان تحصیلات این شاعر لیسانس است.
وی دارای بیش از 10 مقام کشوری دارد و دارای مقمهای بسیاری در جشنواره استانی است.
احمد رضا الیاسی
احمد رضا الیاسی یکی از شاعران توانمند شهر فرخ شهر است و داری میزان تحصیلات فوق لیسانس ادبیات است.
این شاعر دارای بیش از 20 مقام کشوری، منطقه ای و استانی است.
همکاری در راه اندازی انجمن شعر و ادب آصف فرخ شهر در سال 1367، مسئولیت انجمن شعر و ادب آصف فرخ شهر و برگزاری مستمر جلسات هفتگی در طی چند سال و پرورش بیش از 50 نفر نیروی مستعد ادبی و ... از اقدامات و افتخارات دیگر این شاعر است.
حمید برزگر قهفرخی
حمید برزگر قهفرخی یکی دیگر از شاعران جوان شهر فرخ شهر است که دارای خلص شعری"ح.پاییز" است و متولد 1368 است و دانشجوی کارشناسی است.
وی دارای بیش از20 رتبه و مقام در جشنواره های شعر کشوری و ملی و دارای بیش از 16 مقام استانی است.
کبری موسوی قهفرخی
کبری موسوی یکی دیگر از شاعران شهر فرخ شه است که دارای میزان تحصیلات لیسانس علوم سیاسی دانشگاه تهران و متولد سال 1359 است.
این شاعر دارای بیش از 30 مقام در جشنواره های مختلف است.
لیلا جعفری قهفرخی
لیلا جعفری قهفرخی یکی دیگر از شاعران جوان این شهر است که دارای تخلص شعری " دریا " است و دارای میزان تحصیلات کارشناسی و متولد سال 1364 است.
وی دارای بیش از 17 مقام کشورِ استانی است.
هایده جعفریان قهفرخی
هایده جعفریان قهفرخی یکی دیگر از شاعران شهر فرخ شهر است که متولد 1355 است. این شاعر نیز دارای افتخارات بسیاری در جشنواره های مختلف است.
آرزو سبزوار قهفرخی
آرزو سبزوار قهفرخی یکی از شاعران جوان این شهر است که متول 1373 است و دارای مقامهای بسیاری در جشنواره ها ی مختلف در حوزه شعر است.
وحید برزگر قهفرخی
وحید برزگر قهفرخی یکی از شاعران جوان و توامند شهرفرخ شهر است.
این شاعر متولد 1363 و دارای میزان تحصیلات کارشناسی ارشد زبان وادبیات فارسی است.
مسئول انجمن ادبی فردوسی دانشگاه آزاد واحد شهرکرد سال82 تا 84، مسئول خانه هنرمندان شهرکرد سال86، مسئول کمیته هنرمندان تیم توسعه فرخ شهر از سال87 تاکنون، مسئول انجمن شعر وادب بوستان هنر فرخ شهراز سال87 تا کنون، دبیر کانون ادبیات دفتر فرهنگ داشگاه آزاد اسلامی واحد شهرکرد سال 90 از مسئولیت های این شاعر در سالهای گذشته است.
وی دارای بیش از 25 مقام کشوری و ملی در جشنواره های مختلف است.
این شاعر همچنین پژوهشگر جوان برتر دانشگاه آزاد اسلامی در سال 90 است.
لبخند تو نهایت زیبایی است (گزیده اشعار) (تهران 1387 نشر فصل پنجم)، چشم های هر شب خیس (مجموعه رباعی) (تهران 1389 نشر شانی)، تصحیح نسخه خطی مجمع الاصناف اثر میرزا عباس خان بختیاری آماده چاپ از تالیفات این شاعراست.
شجره اصفهانی، حسین
(1361 -1278/1271 ش)، نویسنده، مترجم و شاعر، متخلص به ناهید و شجره. پدر وى متخلص به بزمى از وعاظ اصفهان بود. شجره در قریهى سامان چهارمحال بختیارى به دنیا آمد. تحصیلات ابتدایى خود را در زادگاهش فراگرفت. پس از فراغت از تحصیل در قهفرخ و زادگاهش به تدریس پرداخت. پس از مدتى ابتدا به اصفهان و سپس به تهران منتقل شد. و در كالج آمریكایى البرز به تحصیل و تدریس پرداخت و پس از اتمام دورهى متوسطه وارد دانشكدهى حقوق شد. و همین زمان به نوشتن مقاله در روزنامههاى «كیهان» و «ایران» پرداخت. شجره پس از اخذ لیسانس وارد دادگسترى شد. وى شعر كم مىسرود، اما در سرودن انواع شعر توان بود. در تهران درگذشت. برخى از آثار وى: «تحقیق در رباعیات خیام»؛ «تعبیر رویا و روانشناسى امروز»، ترجمه؛ «شخصیت مولوى»؛ «علم معاش»؛ «قواى روحى و آئین فرمانروایى»؛ «گلزار ایران»، مجموعهى مقالاتى در بارهى ادبیات ایران در ازمنهى قبل از اسلام تا قرن هفتم هجرى كه در روزنامهى «ایران» آن روز طبع مىشد؛ «مقدمه بر جغرافیاى اقتصادى».[1] شاعر. تولد: 1317(1279 ق.)، قریه سامان چهارمحال. درگذشت: 27 فروردین 1361. سید حسین شجره، فرزند سید عبدالرسول واعظ تحصیلات ابتدایى و متوسطه را در اصفهان فراگرفت و تحصیلات عالى را در كالج آمریكایى تهران (البرز) به پایان برد. همچنین دورهى دانشكدهى حقوق را گذراند و به شغل دبیرى و قضاوت پرداخت. مدتها در قهفرخ ساكن بوده و به آموزش و پروش كودكان و نونهالان اشتغال داشت، بعدا به اصفهان و از آن پس به تهران منتقل شد و در خدمت وزارت دارایى داخل گردید. در زمانى كه ساكن بختیارى بود «ناهید» تخلص مىنمود (چنانچه در كتاب تذكره شعراى چهارمحال و جنگ بهترین اشعار به همین تخلص مذكور است). در اصفهان «شیوا» تلخیص مىكرد (چنانكه در كتاب نامهى سخنوران، از او به همین تخلص یاد شده است.). وى در همه نوع شعر مىگفت اما طبعش بیشتر به سرودن مثنوى و قصیده مایل بود. اشعار و مقالههاى او در جراید كشور چاپ و نشر شده است. از آثار اوست: تحقیق در رباعیات خیام فیتز جرالد (كریستین سن، 1320)، رسالهاى در تعبیر رؤیا و روانشناسى امروز، شخصیت مولوى (1316)، روانشناسى، علم معانى، دوستیابى، ترجمهى رسالهى وجودیه خیام، ترجمه رسالهى كون خیام، علم معاش (1322)، مقدمه بر جغرافیاى اقتصادى (1328)، قواى روحى و آیین فرمانروایى (چاپ دوم، 1334). علاوه بر اینها، كتابى دربارهى ادبیات ایران در ازمنهى قبل از اسلام و تا قرن هفتم هجرى كه در روزنامهى «ایران»، تحت عنوان «گلزار ایران» به چاپ رسید و همچنین مقالاتى زیر عنوان «در محفل انس چه شنیدم» كه در روزنامهى «كیهان» طبع گردید.
برگرفته از کتاب:اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
منابع زندگینامه: [1]آینده (س 8، ش 5، ص 283 -281)، تذكرهى شعراى معاصر اصفهان (296 -295)، سخنوران نامى معاصر (1920 -1917 /3)، فرهنگ سخنوران (532 -531 ،496)، مؤلفین كتب چاپى (761 -760 /2).
فعالیتها: • ادبیات و کتاب • شعر • نویسندگی
به این مطلب امتیاز بدهید: 1 2 3 4 5